السيد محمد حسين الطهراني

75

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

دكّان‌ها . و دام صيدى است براى صيد دين ، و عقل ، و مكارم اخلاق و شرف انسانيّت . در آن شب غالبا بيدار بودم ؛ و خواب ديدگان را كمتر گرفت . يكى دو مرتبه قرآن كريم را گشودم ؛ آيات راجع به حضرت موسى ؛ و آزار فرعون و فرعونيان بود ، و وعدهء صبر و استقامت بود . أوّل طلوع آفتاب بود كه هوا نيز كمتر روشن شده بود ؛ همين‌كه عازم بودم نامه را بردارم ؛ و براى طىّ جريان و انجام مقاصدى كه در نظر داشتم ، از خانه بيرون بروم ، ناگهان گويا برقى به دل زد ؛ و با خود گفتم : در اينكه اين عمل من ، طرف مقابل را در هم مىكوبد ؛ و ريشه‌اش را درمىآورد ؛ شكّى نيست ولى آيا اين عمل مورد رضا و امضاى خداست يا نه ؟ ! آيا موجب كمال معنوى من است ؛ يا موجب انحطاط و سقوط ؟ ! [ نشان قرآن خود را در آيهء : وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ] قرآن كريم را برداشتم ؛ و تفأل زدم ؛ عجيب آيه‌اى آمد ؛ نه با يك عجب ؛ بلكه هزار عجب ؛ وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ - وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ - وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . « 1 » ( خوبى با بدى يكسان نيست . تو اى پيغمبر بدى را با نيكى كه طريقهء بهتر است ، از خود دور كن ؛ كه در اين صورت همانا كسى كه ميان تو و او دشمنى است ؛ گويا دوست صميم و مدافع و پاسدار حميم تو مىگردد . و ليكن به اين ذروه از أوج عظمت أخلاقى ، دست نمىيابند مگر كسانى كه در عمل شكيبا و صابر باشند ؛ و در معارف الهيّه داراى بهره‌اى بزرگ و حظّى عظيم باشند . و اگر از ناحيهء شيطان در دلت ميلى و گرايشى بر خلاف اين پيدا شد ؛ پس به خداوند پناه ببر ! زيرا

--> ( 1 ) آيهء 34 تا 36 ، از سورهء 41 : فصّلت .